|
سرگذشت سفربه سرزمين موجهاي ابي مشهد
چندي پيش به اتفاق خانواده سفري به مشهد مقدس داشتيم که درمشهد باتوجه به تبليغات وسيع تلوزيون بااصرارفرزندان به مجموعه سرزمين موجهاي ابي رفتيم باتوجه به هزينه بالا وقتي داخل مجموعه شديم بافضاي بسيار ازاردهنده وبوي نامطبوع وجمعيت بسيار بيش از ظرفيت که درحدود بيش ازچهارهزارنفرمواجه شديم پس ازسختي هاي ورود وبرخوردزشت وزننده مجموعه دربازديدهاي بدني وگشتن لباس زير شنا به داخل مجموعه رفتيم که ايکاش هيچگاه درچنين جايي حضور نمي يافتيم ازدحام غيرقابل تصور درمجموعه فرصت راه رفتن رابه زحمت فراهم ميکرد دراين حال وضعيت بسيارزننده وغيربهداشتي اب وفضاي استخر بسيار تاسف برانگيز بود وبه هرکس اعتراض ميکرديم باخنده واستهزا ميگفت ميخواستيد نيياييدبچه هابراي هر بازي بيش ازيکساعت درانتظار بودند که باتوجه به زمان انتظار وبازديد بدني هرنفرموفق به استفاده ازسه بازي به مدت هربار 15ثانيه بود پس ازبازگشت ازاستخر ومحل بازي ها به بخش مديريت رفتم واعتراض نمودم که ايشان بابي ادبي گفتندهمه چيزماخوب است واگر ناراحت هستيدابان ماه بياييد حال باتوجه به گنجايش حداکثر 500نفري مجموعه چه کسي پاسخگو خواهد بود اين باعث ازردگي خاطرمن وهمراهانم گرديد باشدتاشايد مسئول پاسخگويي پيدا گردددرهرصورت اين مکان به باغ وحشي بسيار زننده بيشتر شبيه است
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 14:21  توسط جوجو
|
آقای محمدصادق افتتاحی آمادگی خودراجهت شرکت درانتخابات آتی مجلس نهم بندرعباس اعلان نمودند
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 13:51  توسط جوجو
|
دوره اول حضورم درجبهه باحضوردربیمارستان شهیدبقایی ادامه پیداکردپس ازبازگشت ازجوفیروپایان عملیات بدردربیمارستان بقایی ادامه
حضورپیداکردم پس ازمدتی باشدت گرفتن حملات دشمن امارمجروحین روبه افزایش بودپس ازگذشت پایان ماموریت به اصفهان برگشتم ودوباره زمان حضوردرمدرسه اغاز شده بود امادیگرطاقت ماندن نداشتم دوباره تصمیم به رفتن به جبهه داشتم برای همین منظوراقدام به اموزش تخصصی امدادنمودم وبه مرکز اموزش امدادستادمشترک امدادودرمان جنگ استان اصفهان رفتم پس ازیک ماه اموزش مجددتصمیم به رفتن به جبهه گرفتم امامادرم وپدرم رضایت نداشتند واصراربه خواندن درس وحضوردر مدرسه داشتندولیکن این غصه دروجودم فریادمیکشیدومرابسوی جبهه فرامی خواندمن تصمیم خودم راگرفتم وبه پدرومادرم اعلان حضوردرجبهه نمودم پدرومادرم گفتند این باررضایت نمی دهیم تابه جبهه بروی اماجواب من باخوشحالی یک جمله بودخداحافظ وگفتم دیگرنیازی برای رضایت مجددنمی باشد وباراول کفایت میکند.بهرصورت زمان حضورمجدددرجبهه فرارسید وشوروشوق عجیبی درمن تلاطم میکرداین باراعزام به جبهه جنوب ولشکر8نجف اشرف فرارسیده بودبه منطقه جنوب اعزام شدم وبه عنوان امدادگردرلشکر8نجف اشرف بعنوان بسیجی حضورپیداکردم عملیات قادردرشرف انجام بودلشکر به منطقه غرب کشوراعزام گردیدوباهواپیماازفرودگاه امیدیه بسمت ارومیه پروازکردیم هواپیماc130ارتش اماده پرواز بودولی خلبان مرتب هشدارسنگینی هواپیمارامیدادامامسئولین تاکید به پروازداشتند وبه هرصورت هواپیمابه پروازدرامد وبعدازگذشت ساعتی به فرودگاه ارومیه رسیدیم لشکردر فرودگاه ازهواپیماپیاده شدواتوبوسهامنتظرنیروها بودند یکی پس ازدیگری اتوبوسها پرشدند وبه سمت سلماس حرکت کردندودریکی ازپادگانهای ارتش مستقردرمنطقه سلماس اسکان داده شدیم دراین پادگان عملیات اماده سازی نیروها شروع گردیدرزمهای شبانه ونگهبانی هاشروع گردیدپس ازطی چندهفته نیروهادوباره جهت رفتن به منطقه جدیدسازماندهی شدنداتوبوسها رسیدند ونیروها شبانه وباحالت احتیاط منطقه راترک کردند وازپادگانی که درسه راه د زلی معروف به سه راه مرگ بودمنطقه راترک کردندپس ازگذشت چندین ساعت به منطقه کوههای اشنویه وپیرانشهررسیدیم لشکربااسکان درچادرهایی که قبلا توسط نیروها برپاشده بودند اسکان یافتندمنطقه بکرودست نخورده درکوههای پیرانشهردراین اعزام جدید به منطقه که عقبه جنگ بود بوی عملیات می امدرزمهای شبانه وروزانه طولانی مدت اغاز گردیدهروزچندین نوبت رزمهای شدید اغازگردیددراخرین رزمهای شبانه توصیه های عملیاتی مرتب گفته میشدومااماده ترمیشدیم شهریور63بودومااماده عملیات بودیم نیروهااماده اعزام شدند وخداحافظی های زیبای بچه هاشروع شده بوددوباره اتوبوسها اماده شدندومااماده اعزام اتوبوسهاگل مال شدند ومنتظرشب ماندیم سواربراتوبوسهاوسپس ایفاها شدیم ودرنقطه ای درکنارمنطقه مستقرشدیم تاعملیات شروع شود....................پایان قسمت دوم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 0:14  توسط جوجو
|
سرگذشت سفربه سرزمين موجهاي ابي مشهد
چندي پيش به اتفاق خانواده سفري به مشهد مقدس داشتيم که درمشهد باتوجه به تبليغات وسيع تلوزيون بااصرارفرزندان به مجموعه سرزمين موجهاي ابي رفتيم باتوجه به هزينه بالا وقتي داخل مجموعه شديم بافضاي بسيار ازاردهنده وبوي نامطبوع وجمعيت بسيار بيش از ظرفيت که درحدود بيش ازچهارهزارنفرمواجه شديم پس ازسختي هاي ورود وبرخوردزشت وزننده مجموعه دربازديدهاي بدني وگشتن لباس زير شنا به داخل مجموعه رفتيم که ايکاش هيچگاه درچنين جايي حضور نمي يافتيم ازدحام غيرقابل تصور درمجموعه فرصت راه رفتن رابه زحمت فراهم ميکرد دراين حال وضعيت بسيارزننده وغيربهداشتي اب وفضاي استخر بسيار تاسف برانگيز بود وبه هرکس اعتراض ميکرديم باخنده واستهزا ميگفت ميخواستيد نيياييدبچه هابراي هر بازي بيش ازيکساعت درانتظار بودند که باتوجه به زمان انتظار وبازديد بدني هرنفرموفق به استفاده ازسه بازي به مدت هربار 15ثانيه بود پس ازبازگشت ازاستخر ومحل بازي ها به بخش مديريت رفتم واعتراض نمودم که ايشان بابي ادبي گفتندهمه چيزماخوب است واگر ناراحت هستيدابان ماه بياييد حال باتوجه به گنجايش حداکثر 500نفري مجموعه چه کسي پاسخگو خواهد بود اين باعث ازردگي خاطرمن وهمراهانم گرديد باشدتاشايد مسئول پاسخگويي پيدا گردددرهرصورت اين مکان به باغ وحشي بسيار زننده بيشتر شبيه است
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 18:55  توسط جوجو
|
اخبار لحظه به لحظه از تحولات ليبي/
سيانان: عائشه قذافي به تونس يا الجزائر گريخته است
خبرگزاری فارس: پس از آنكه روز گذشته منزل دختر قذافي در طرابلس به تصرف مخالفان در آمد، يك شبكه خبري از فرار وي به تونس يا الجزائر خبر داد. به گزارش فارس، شبكه خبري "سيانان" در گزارشي خبر داد كه همچنان محل پنهان شدن "معمر قذافي" معلوم نيست و حتي هيچگونه خبري درباره سرنوشتش وجود ندارد.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 3:14  توسط جوجو
|
سرگذشت سفربه سرزمين موجهاي ابي مشهد
چندي پيش به اتفاق خانواده سفري به مشهد مقدس داشتيم که درمشهد باتوجه به تبليغات وسيع تلوزيون بااصرارفرزندان به مجموعه سرزمين موجهاي ابي رفتيم باتوجه به هزينه بالا وقتي داخل مجموعه شديم بافضاي بسيار ازاردهنده وبوي نامطبوع وجمعيت بسيار بيش از ظرفيت که درحدود بيش ازچهارهزارنفرمواجه شديم پس ازسختي هاي ورود وبرخوردزشت وزننده مجموعه دربازديدهاي بدني وگشتن لباس زير شنا به داخل مجموعه رفتيم که ايکاش هيچگاه درچنين جايي حضور نمي يافتيم ازدحام غيرقابل تصور درمجموعه فرصت راه رفتن رابه زحمت فراهم ميکرد دراين حال وضعيت بسيارزننده وغيربهداشتي اب وفضاي استخر بسيار تاسف برانگيز بود وبه هرکس اعتراض ميکرديم باخنده واستهزا ميگفت ميخواستيد نيياييدبچه هابراي هر بازي بيش ازيکساعت درانتظار بودند که باتوجه به زمان انتظار وبازديد بدني هرنفرموفق به استفاده ازسه بازي به مدت هربار 15ثانيه بود پس ازبازگشت ازاستخر ومحل بازي ها به بخش مديريت رفتم واعتراض نمودم که ايشان بابي ادبي گفتندهمه چيزماخوب است واگر ناراحت هستيدابان ماه بياييد حال باتوجه به گنجايش حداکثر 500نفري مجموعه چه کسي پاسخگو خواهد بود اين باعث ازردگي خاطرمن وهمراهانم گرديد باشدتاشايد مسئول پاسخگويي پيدا گردددرهرصورت اين مکان به باغ وحشي بسيار زننده بيشتر شبيه است
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 3:8  توسط جوجو
|
مصرف آلو موثر در پیشگیری از پوكی استخوان
سلامت نیوز : یك متخصص دانشگاه فلوریدا تاكید كرد مصرف آلوی خشك تاثیر مثبتی روی سلامت استخوانها دارد و به پیشگیری از پوكی استخوان و شكستگیهای استخوانی كمك میكند. دكتر بهرام ارجمندی از متخصصان علوم پزشكی دانشگاه فلوریدا با همكاری دستیارش پروفسور مارگارت سیتون استاد این دانشگاه و رییس دپارتمان علوم تغذیه، غذا و ورزش در كالج علوم انسانی در یك مطالعه جدید به این نتیجه دست یافتند. دكتر ارجمندی در این باره میگوید: من در طول مطالعاتم روی میوههای زیادی از جمله انجیر، خرماها ، توتها و كشمش آزمایش كردم اما هیچ یك از اینها به اندازه آلو خشك روی تراكم استخوانها تاثیر نداشتند. به گزارش شبكه خبری سیبیسی نیوز، ارجمندی تصریح كرد: تمام میوهها و سبزیها تاثیر مثبتی روی تغذیه دارند اما به لحاظ سلامت استخوانها تاثیر آلوی خشك تقریبا یك مورد استثنا و خاص است. به گزارش ایسنا ٬تیم مطالعاتی دكتر ارجمندی روی دو گروه از زنان یائسه طی یك دوره 12 ماهه بررسی كردند. به گروه اول روزانه 100 گرم آلوخشك و به گروه دوم روزانه 100 گرم سیب خشك داده شد. هر دو گروه همچنین دوز مشخصی از كلسیم و ویتامین D را هر روز مصرف میكردند. در پایان معلوم شد در گروهی كه آلوخشك استفاده كرده بودند تراكم و توده معدنی استخوانی به میزان قابل توجهی افزایش پیدا كرده بود.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 3:1  توسط جوجو
|
تجاوز 11 عراقی به دختر 10 ساله/خاطرات یک آزادهحوادث > داخلی - ایسنا نوشت: سیدحسن خاموشی یکی از هزاران اسوه صبر و ایثار است. وی پس از چند ماه حضور در جبهه به اسارت دشمن درآمد. خاموشی بعد از 10 سال اسارت روز سوم شهریورماه 69 قدم به خاک میهن اسلامی گذاشت. در اردوگاههای «الانبار،«موصل» و «تکریت» روزهای سختی گذرانده و در یکی از روزها در تلاش برای یافتن چهار لغت انگلیسی از یک دیکشنری،90 ضربه کابل مأموران بعثی عراق را تحمل کرده و قد خمیدهاش حکایت همان 90 ضربه کابل است. نفر اول کنکور کارشناسی ارشد بوده و در حال حاضر کارشناس ارشد گفتاردرمانی است. وی از اوایل جنگ و خاطره تلخ از تجاوز ده عراقی به دختر 10 ساله چنین می گوید: در روزهای اول جنگ تحمیلی در شهر «کرند غرب» سر جاده میایستادیم تا به رزمندهها کمک کنیم. در یکی از این روزها دیدیم مرد میانسالی به ما نزدیک میشود. از دور چیزی شبیه به چوب در آغوشش بود. تشنه و گرشنه و خاکآلود بود. از یکی از روستاهای قصرشیرین میآمد. اما چیزی که در آغوشش بود نه چوب، بلکه جنازه دخترش بود که 9 یا 10 ساله میآمد. پیشانی دخترش سوراخ بود. تا پرسیدیم کجا میروی؟ گفت: قبرستان کجاست؟ میخواهم دخترم را دفن کنم. وضعیت روحی و جسمی مناسبی نداشت و به نوعی عصبانی به نظر میرسید. نمیشد از او سوالی کرد.بعد از دفن دخترش و پذیرایی به خودم جرأت کردم و پرسیدم چه اتفاقی افتاده است؟. گفت: این دخترم است. خودم کشتهام. نیروهای عراقی وقتی وارد روستایمان شدند مرا به درختی بستند و 11 نفرشان در مقابل چشمانم به دخترم تجاوز کردند. هرچقدر التماس کردم توجه نکردند.به یکی از فرماندهان عراقی گفتم یک اسلحه به من بدهید. خندیدند و پرسیدند اسلحه برای چه؟ خیلی التماس کردم. فرمانده عراقی گفت:یک اسلحه به او بدهید. نمیدانستند چه کار میخواهم بکنم. در حالی که چند نفرشان مواظب بودند تا به طرفشان شلیک نکنم پیشانی دخترم را نشانه گرفتم و او را کشتم. با خودم گفتم اگر دخترم زنده بماند با این وضعیت چه آیندهای در انتظارش خواهد بود؟. شب آن روز از شدت ناراحتی خوابم نبرد. از فردا هر کسی از نیروهای سپاه و ارتش را میدیدم التماس میکردم یک اسلحه بدهند تا جلوی دشمن بایستیم. گفتند نداریم و واقعا هم نداشتند.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 2:59  توسط جوجو
|
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 2:55  توسط جوجو
|
سواستفاده يك عرب از نام خليج فارسرضا هاشمي* - مدتی است سایتی تبلیغ می شود که از شما سوال میکند که به خلیج فارس رای میدهید یا خلیج ع ر ب ی.
* كارشناس ارشد فناوري اطلاعات
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 2:52  توسط جوجو
|
|