تبليغاتX
اصغر جوجو کجائی؟
متعه



Temporary marriage





متعه : ازدواج موقت به زبان قرآن ( عربی )



ازدواج موقت : نام فارسی متعه



ازدواج منقطع : اصطلاح حقوقی ازدواج موقت



ازدواج غیر دائم : اصطلاح فقهی ازدواج موقت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 17:12  توسط جوجو  | 




نزدیکی و همخوابگی



Sexual Intercourse and Coupling





هر گونه آمیزش جنسی بین زن و شوهر ، به معنی همخوابگی است .

نزدیکی نوعی از همخوابگی است که در آن دخول به فرج انجام می گیرد .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 17:9  توسط جوجو  | 
عده



بعد از ازدواج ( تمام شدن مدت در ازدواج موقت ، طلاق در ازدواج دائم ) در صورتی که دخول به آلت تناسلی زن انجام گرفته باشد ، زن باید مدتی عده نگه دارد ، یعنی با مرد دیگری ازدواج ( دائم ، موقت ) نکند .

البته زن می تواند در مدت عده ، با شوهری که در عده او می باشد ( آخرین شوهر خود ) ازدواج دائم یا موقت نماید.

برای آگاهی از مدت عده و احکام کامل عده به :



عده ( از رساله حضرت آیت الله مکارم شیرازی(



رجوع نمایید
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 17:8  توسط جوجو  | 
ازدواج موقت از مختصات فقه جعفرى است;سایر رشته‏هاى فقهى اسلامى آن را مجاز نمى‏شمارند.من به هیچ وجه مایل نیستم وارد نزاع اسلام بر انداز شیعه و سنى بشوم. در اینجا فقط اشاره مختصرى به تاریخچه این مساله مى‏کنم.

مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اکرم در برخى از سفرها که مسلمانان از همسران خود دور مى‏افتادند و در ناراحتى بسر مى‏بردند،به آنها اجازه ازدواج موقت مى‏داده است.و همچنین مورد اتفاق مسلمانان است که خلیفه دوم در زمان خلافت‏خود نکاح منقطع را تحریم کرد. خلیفه دوم در عبارت معروف و مشهور خود چنین گفت:«دو چیز در زمان پیغمبر روا بود، من امروز آنها را ممنوع اعلام مى‏کنم و مرتکب آنها را مجازات مى‏نمایم:متعه زنها و متعه حج‏».

گروهى از اهل تسنن عقیده دارند که نکاح منقطع را پیغمبر اکرم خودش در اواخر عمر ممنوع کرده بود و منع خلیفه در واقع اعلام ممنوعیت آن از طرف پیغمبر اکرم بوده است.ولى چنانکه مى‏دانیم عبارتى که از خود خلیفه رسیده است،خلاف این مطلب را بیان مى‏کند.

توجیه صحیح این مطلب همان است که علامه کاشف الغطاء بیان کرده‏اند.خلیفه از آن جهت‏به خود حق داد این موضوع را قدغن کند که تصور مى‏کرد این مساله داخل در حوزه اختیارات ولى امر مسلمین است;هر حاکم و ولى امرى مى‏تواند از اختیارات خود به حسب مقتضاى عصر و زمان در این گونه امور استفاده کند.

به عبارت دیگر،نهى خلیفه نهى سیاسى بود نه نهى شرعى و قانونى.طبق آنچه از تاریخ استفاده مى‏شود،خلیفه در دوره زعامت،نگرانى خود را از پراکنده شدن صحابه در اقطار کشور تازه وسعت‏یافته اسلامى و اختلاط با ملل تازه مسلمان پنهان نمى‏کرد; تا زنده بود مانع پراکنده شدن آنها از مدینه بود;به طریق اولى از امتزاج خونى آنها با تازه مسلمانان قبل از آن که تربیت اسلامى عمیقا در آنها اثر کند ناراضى بود و آن را خطرى براى نسل آینده به شمار مى‏آورد،و بدیهى است که این علت امر موقتى بیش نبود.و علت اینکه مسلمین آنوقت زیر بار این تحریم خلیفه رفتند این بود که فرمان خلیفه را به عنوان یک مصلحت‏سیاسى و موقتى تلقى کردند نه به عنوان یک قانون دائم،و الا ممکن نبود خلیفه وقت‏بگوید پیغمبر چنان دستور داده است و من چنین دستور مى‏دهم و مردم هم سخن او را بپذیرند.

ولى بعدها در اثر جریانات بخصوصى‏«سیره‏»خلفاى پیشین،بالاخص دو خلیفه اول،یک برنامه ثابت تلقى شد و کار تعصب به آنجا کشید که شکل یک قانون اصلى به خود گرفت. لهذا ایرادى که در اینجا بر برادران اهل سنت ما وارد است‏بیش از آن است که بر خود خلیفه وارد است.خلیفه به عنوان یک نهى سیاسى و موقت-نظیر تحریم تنباکو در قرن ما-نکاح منقطع را تحریم کرد،دیگران نمى‏بایست‏به آن شکل ابدیت‏بدهند.

بدیهى است که نظریه علامه کاشف الغطاء ناظر بدین نیست که آیا دخالت‏خلیفه از اصل صحیح بود یا نبود،و هم ناظر بدین نیست که آیا مساله ازدواج موقت جزء مسائلى است که ولى شرعى مسلمین مى‏تواند و لو براى مدت موقت قدغن کند یا نه، بلکه صرفا ناظر بدین جهت است که آنچه در آغاز صورت گرفت‏با این نام و این عنوان بود و به همین جهت مواجه با عکس العمل مخالف از طرف عموم مسلمین نگردید.

به هر حال نفوذ و شخصیت‏خلیفه و تعصب مردم در پیروى از سیرت و روش کشوردارى او سبب شد که این قانون در محاق نسیان و فراموشى قرار گیرد و این سنت که مکمل ازدواج دائم است و تعطیل آن ناراحتیها به وجود مى‏آورد،براى همیشه متروک بماند.

اینجا بود که ائمه اطهار-که پاسداران دین مبین هستند-به خاطر اینکه این سنت اسلامى متروک و فراموش نشود آن را ترغیب و تشویق فراوان کردند.امام جعفر صادق علیه السلام مى‏فرمود:یکى از موضوعاتى که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کرد موضوع متعه است.

و اینجا بود که یک مصلحت و حکمت ثانوى با حکمت اولى تشریع نکاح منقطع توام شد و آن کوشش در احیاء یک‏«سنت متروکه‏»است.به نظر این بنده آنجا که ائمه اطهار مردان زندار را از این کار منع کرده‏اند به اعتبار حکمت اولى این قانون است، خواسته‏اند بگویند این قانون براى مردانى که احتیاجى ندارند وضع نشده است، همچنانکه امام کاظم علیه السلام به على بن یقطین فرمود:

«تو را با نکاح متعه چه کار و حال آنکه خداوند تو را از آن بى‏نیاز کرده است.»

و به دیگرى فرمود:

«این کار براى کسى رواست که خداوند او را با داشتن همسرى از این کار بى‏نیاز نکرده است.و اما کسى که داراى همسر است،فقط هنگامى مى‏تواند دست‏به این کار بزند که دسترسى به همسر خود نداشته باشد.»

و اما آنجا که عموم افراد را ترغیب و تشویق کرده‏اند،به خاطر حکمت ثانوى آن یعنى‏«احیاء سنت متروکه‏»بوده است زیرا تنها ترغیب و تشویق نیازمندان براى احیاء این سنت متروکه کافى نبوده است.

این مطلب را به طور وضوح از اخبار و روایات شیعه مى‏توان استفاده کرد.

به هر حال آنچه مسلم است این است که هرگز منظور و مقصود قانونگذار اول از وضع و تشریع این قانون و منظور ائمه اطهار از ترغیب و تشویق به آن این نبوده است که وسیله هوسرانى و هوا پرستى و حرمسرا سازى براى حیوان صفتان و یا وسیله بیچارگى براى عده‏اى زنان اغفال شده و فرزندان بى‏سرپرست فراهم کنند.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 17:4  توسط جوجو  | 
احکام ازدواج ( دايم ، موقت )

به منظور رفتار صحيح و توجه به اخلاق و اشائه فرهنگ صحيح اسلامی و به منظور سلامت روحي و رواني جوانان بر آن شدیم تا برخي از سوالات متدوال جنسی و سکسی را که از مراجع تقلید پرسیده اند را در اینجا ذکر کنیم باشد که خداوند همواره راهنماي ما باشد.

احکام جماع و آمیزش - ازدواج موقت

آيا مرد با داشتن همسر دايم، مى ‏تواند ازدواج موقت كند؟ رضايت و اجازه ‏همسر دايمى او چه نقشى دارد؟

مرد با داشتن همسر دائمى شرعا مى ‏تواند ازدواج موقت نمايد و اجازه از همسر شرط صحت نيست، ولى اگر در ضمن عقد با همسر اول شرط كرده كه بدون رضايت همسرش زن ديگرى نگيرد بايد به اين تعهد عمل نمايد. البته با داشتن زنى كه به وظايف خود عمل مى ‏كند مصلحت در ازدواج مجدد نيست‏.

آيا در ازدواج موقت با دختر باكره، اذن پدر دختر لازم است؟

به نظر بسيارى از فقها ازدواج با دختر بكر چه به طور دائم و چه موقت بنابر احتياط واجب اجازه پدر يا جد پدرى لازم است - بديهى است اگر ازدواج با اجازه پدر يا جد پدرى دختر انجام بگيرد هر گونه لذت بردن از او اشكال ندارد.

كمترين و بيشترين زمان ازدواج موقت چقدر است؟

آنچه در ازدواج موقت شرط است اين است كه مدت ذكر شود و زمان معين باشد ولى اين كه اكثر و اقل زمان آن چقدر بايد باشد مى ‏توان مدت عقد موقت را از يك ساعت تا 99 سال هم قرار داد.

فرزندى كه از ازدواج موقت متولد مى‏ شود مربوط به پدر است يا مادر؟

بچه مربوط به پدر و مادر است و به طور كلى فرزندانى كه از عقد موقت متولد مى ‏شوند همه حقوق فرزندى را دارند.

آيا ازدواج موقت با دخترى كه بكارتش از راه غير شوهر كردن ‏از بين رفته است نياز به اذن پدر دارد؟
اگر بكارت به غير شوهركردن از بين رفته باشد، باز هم براى ازدواج (چه دائم و چه موقت) اذن پدر يا جد پدرى شرط است.

آيا ثبت ازدواج موقت در دفتر اسناد رسمى ضرورى است؟

از نظر قانونى لازم است. اين مسأله از احكام انتظامى حكومتى است و تخلف از آن داراى پيگرد قانونى است ولى مبطل عقد نيست‏.

ازدواج موقت با اهل كتاب و مشرك چه حكمى دارد و عقد ازدواج به چه‏ صورتى ‏بايد باشد؟

صيغه كردن زنان اهل كتاب (يهودى و مسيحى) اشكال ندارد ولى ازدواج با زنان مشرك (مثل بت‏ پرست‏ها) به هيچ وجه (دائم و موقت) جايز نيست. در صورت جمع بودن شرايط صيغه (مثل اين كه در عده نباشد) احتياط آن است كه صيغه آن به عربى صحيح خوانده شود. اما در صورتى كه مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى بخوانند مى ‏توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وكيل براى خواندن صيغه به زبان عربى واجب نيست ولى بايد لفظى بگويند كه معناى همان صيغه عربى را بفهماند.

شرائط ازدواج موقت را بيان فرمائيد.

شرايط نكاح غير دائم همان شرايط نكاح دائم است به اضافه تعيين مدت زناشويى و تعيين مقدار مهر كه اين دو در متن صيغه عقد بايد ذكر شود. بنابراين مجموع شرايط نكاح غير دائم بدين قرار خواهد شد:

1- اذن ولى در صورتى كه دختر باكره باشد و اگر باكره نباشد اين شرط لازم نيست.

2- تعيين مدت زناشويى و مقدار مهر در متن صيغه عقد.

3- اجراى صيغه عقد به نحو صحيح به وسيله خود طرفين و اگر طرفين توانايى خواندن صيغه را به عربى نداشته باشند مى ‏توانند وكيل بگيرند.

حكم ازدواج موقت با زن فاحشه و اهل كتاب چيست؟

ازدواج موقت با زن فاحشه جايز است على كراهة خصوصاً اگر از زنان مشهور به زنا باشند كه كراهت شديدترى دارد. ازدواج موقت با زنان كافرى كه اهل كتاب نيستند جايز نيست ولى با آنان كه اهل كتاب هستند مثل يهوديان و نصرانى ‏ها جايز است و اشكال ندارد،

اگر در مدت ازدواج موقت زن حامله شود آيا فرزندى كه بعدا به دنيا مى ‏آيدمتعلق به پدر است و مسئوليتى بر عهده اوست‏

فرزندانى كه از طريق ازدواج موقت به دنيا مى ‏آيند متعلق به پدر و مادر هستند و مخارج آنان بر عهده پدر است و از تمام حقوقى كه فرزند بر پدر و مادر دارد برخوردار مى ‏باشند.

متعه نمودن زنان بدكاره چه حكمى دارد و بايد شرايط ازدواج موقت از نظرعده و... رعايت شود يا نه؟
اكثريت قريب به اتفاق مراجع متعه در مورد سوال را جايز (ولى مكروه) مى‏ دانند. و آميزش‏هاى نامشروع پيشين عده ندارند. اما براى آميزش بعد از عقد موقت لازم است عده نگه داشته شود.

آيا انسان بدون وجود شاهدى مى تواند صيغه عقد موقت را بخواند در صورت‏ مواجه شدن با نيروهاى انتظامى چگونه بايد جواب دهد؟

از نظر شرعى اگر زن و مردى ادعاى زوجيت با يكديگر داشته باشند ادعا پذيرفته است مگر آنكه قرينه‏اى بر خلاف و يا فريبى در كار باشد. و خواندن صيغه نياز به شاهد ندارد.

آيا اگر دختر گفت پدر و مادرم راضى هستند مى ‏شود به گفته او بدون اذن پدربا او ازدواج كرد؟

الف) كافى نيست مگر آن كه دسترسى به پدر ممكن نباشد و يا از گفته او يقين به اذن پدر حاصل شود.

ب) اين كه بگويد خودم مسؤول هستم كافى نيست مگر براساس فتواى مرجعى مانند آيت الله بهجت كه در مورد بالغه رشيده اذن پدر را هر چند از نظر تكليفى لازم مى ‏دانند ولى آن را شرط صحت عقد نمى ‏دانند.

س: آبى كه بعد از تحريكات جنسى از مردان خارج می ‏شود و بدون بو و رنگ وكمى چسبنده است پاك است يا نجس؟

آبها ورطوبت هايى كه قبل از خروج منى در اثر تحريك جنسى از فرد خارج می ‏شود پاك است و وضو را نيز باطل نمی كند همچنين است آبى كه پس از منى خارج می ‏شود. بنابراين جز منى و بول بقيه رطوبت‏ ها پاك است.

س: اگر فرزندى نزديكى پدر و مادر را ببيند و همين امر باعث استمنا كردن‏او شود آيا گناهش به عهده كيست؟

از نظر اسلام بر پدر و مادر لازم است كه هنگام خلوت كردن كاملاً خود را از ديد فرزندان مخفى كنند و سعى نمايند كه حتى صداى نفس آنها به گوش فرزندان نرسد و اگر عمداً رعايت اين جهات را نكنند گناه كرده‏اند ولى فرزندان هم بايد مواظف رفتار خود باشند و بدون اجازه و سرزده وارد اتاق پدر و مادر نشوند و حتى نگاه كردن از شكاف و يا پنجره‏اى كه به اتاق آنها مربوط است، گناه می ‏باشد. در هر صورت اگر چنين اتفاقى افتاد، دليل نمی ‏شود كه فرزند خود را به گناه استمنا يا ساير گناهان آلوده نمايد بلكه بايد از خداوند كمك بخواهد و با نفس و شيطان مبارزه نمايد و در اولين فرصت در صورت امكان ازدواج كند و اگر مدتى شيطان بر او غلبه كرد و نتوانست خود را كنترل كند و به گناه آلوده شد، بايد توبه كند و به سوى خدا باز گردد.

س: اگر مردى با زنش از پشت نزديكى كند بر زن نيز غسل جنابت واجب می ‏شود؟
اگر دخول به مقدار ختنه ‏گاه انجام شود هر دو جنب می ‏شوند.

س: نزديكى از پشت با همسر در مواقعى كه حائض يا آبستن است، چه حكمى دارد؟

وطى كردن در حال عادى كراهت دارد و در حال حيض با رضايت زن كراهت شديده دارد.

س: آيا غسل جنابت فورا بر انسان واجب مى شود و آيا براى چند مرتبه آميزش ‏يك غسل كافى است؟

غسل جنابت براى نماز واجب می ‏شود و لازم نيست كه فوراً بعد از جنابت غسل انجام شود، همچنين براى چندين مرتبه جنابت، يك غسل بيشتر واجب نيست.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 16:32  توسط جوجو  | 

تقديم به پدر و مادر مهربانم



» سيبسيب
»» نظرات ديگران (0 نظر)
[لينك مستقيم به يادداشت] عيدتون مبارك(شنبه 29 ارديبهشت 1386 ساعت 3:59 عصر )


» سيبسيب
»» نظرات ديگران (0 نظر)
[لينك مستقيم به يادداشت] حجاب(شنبه 29 ارديبهشت 1386 ساعت 3:59 عصر )

مقدمه

خداوند متعال دين مقدس اسلام را براى سعادت و خوشبختى انسانها نازل فرموده و عفت و پاكدامنى را با آفرينش زن به هم آميخته و با آفرينش ‍ او صلاح و خير جامعه را در نظر گرفته و طبعاً براى او سهم به سزايى مقرّر فرموده بلكه گاهى به او نظر ويژه اى عنايت كرده و قوانين مخصوصى برايشان وضع نموده و يك سوره خاصى را به نام سوره نساء در قرآن كريم نازل فرموده است .
در سوره هاى ديگر قرآن ، نيز كراراً به مسائل حياتى بانوان پرداخته و به خاطر اختلاف ميان دو جنس زن و مرد از نظر روحى و جنسى ، قوانين ويژه اى بيان فرموده و مسئله حجاب و پوشش در رأ س و پيشاپيش آن قانون قرار گرفته شده تا عفت برونى زن با عفت درونى او هماهنگ گردد و بنيان خانواده مستحكم گرديده و زيبايى و دلارايى زن از آن همسرش باشد و ديگران از آن بهره نگيرند.
در قرآن مجيد بسيار به مسأ له پوشش و حجاب اشاره فرموده و اين همه سفارش و تأ كيد به خاطر اهميت داشتن حجاب و پوشش در زندگى زن است .
مطلب قابل توجه اين است كه اسلام دشمنان بسيارى دارد و به خاطر از بين بردن اين دين حاضر، دست به هر توطئه و كشتارى بزند تا اجتماع اسلام را از آن منحرف نمايد.
مردم مذهبى ما بايد آگاه باشند كه توطئه هاى استعمارگران و دشمنان اسلام هميشه به يك نحو نبوده و به خاطر تأ مين منافع خودشان گاهى به قتل و غارت و گاهى با اشغال نظامى و زمانى به تاراج اقتصادى دست مى زد، ولى امروز استعمار جديد و نو دين و عقايد و آداب و فرهنگ ملتها را مورد هدف قرار داده و در صدد تحقير و از هم پاشى آن بر آمده و به اين صورت فرهنگ مبتذل خودش را بر مردم تحميل نمايد، و در صورت موفقيت علاوه بر بردگى فرهنگى و سلطه سياسى و تاراج اقتصادى و عوارض نامطلوب اجتماعى و در يك كلام سلطه همه جانبه استعمار مردم را از خدا و دين و ولايت منحرف نمايد.
دشمنان اسلام به قانون حجاب ايراد گرفته اند و در پوشش طرفدارى از مقام زن ، حجاب را نوعى تحقير و پائين آوردن شخصيت زن قلمداد نموده اند و گفته اند كه زن در حجاب نوعى محدوديت است و نمى گذارد آنطور كه شايسته است به كمال و رشد و ترقى برسد.
اين ياوه سرائيها از اين افراد منحرف عجيب نيست ، زيرا كه اين به صلاح طرفداران آزادى زنان ، به عمق و حكمت قانون حجاب پى برده اند، ولى به علت داشتن سوء نيت خواسته اند كه با جلوه دادن نظريات پليدشان زنان را از داشتن حجاب بر كنار نمايند كه ما به فضل و عنايات خدا و امام زمان (ع ) آنها را در اين كتاب رسوا كرده ايم .
آنها مى كوشند در وسائل ارتباط جمعى مختلف ، از قبيل مجلات ، راديو و تلويزيون و ماهواره و غيره ... پوشش و حجاب زنان را زير سؤ ال قرار دهند و توجيح نمايند و آئين حجاب را زشت جلوه دهند و در نتيجه زنان را به فساد و تباهى بكشانند، ليكن در برابر اين نوع تبليغات زهرآگين بر زنان مسلمان واجب است كه به حجاب پايبند باشند، و اين دستور مقدس اسلام را قولاً و عملاً در همه جا تبليغ نمايند.
مردم مسلمان ايران هوشيار و بيدار باشند و عمق فاجعه را متوجّه گردند، زيرا استعمار از هر طريقى كه خواست به اين نظام مقدس اسلامى ضربه وارد كند همانطورى كه عرض كردم با جنگ و فشارهاى اقتصادى و... با شكست مواجه گرديد ولى امروز استراتژى استكبار جهانى با ترويج فرهنگ فساد و بدحجابى در بين زنان و دختران بدين وسيله مى خواهد جوانان ما را از معنويت و روح ايمان دور و زمينه گرايش به مظاهر مبتذل غرب را به ما تحميل نمايد تا به تدريج جامعه اسلامى را از درون بپوشاند.
حجاب فرمان خداست
حجاب فرمان خداست و پروردگار متعال در قرآن كريم در مورد واجب بودن حجاب و حدود آن در پنچ آيه صريحا دستور فرموده ، ولى در مورد حفظ عفّت و پاسدارى از حريم آن در قرآن بيش از ده آيه وجود دارد. (كه در كتاب حجاب و عفاف بحث خواهد شد، انشاءاللّه .)
آياتى كه به طور صريح اصل حجاب را براى زنها واجب و لازم و ضرورى دانسته پنج آيه مى باشند كه عبارتند از آيه 30 سوره نور، و آيه 59 و 53 و 33 و 23 سوره احزاب كه به ترتيب به بررسى آنها مى پردازيم .
در آيه 30 سوره نور مى خوانيم :
اى پيامبر! به بانوان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه كردن به نامحرمان ) فرو بندند و عورتهاى خود را بپوشانند، و زينت هاى خود را جز آن مقدارى كه نمايان است ، آشكار نسازند و با روسرى و چادر، سر و گردن و سينه و اندام خود را بپوشانند و زينت و (برجستگيهاى اندام ) خود را هم از زير چادر ظاهر نكنند، مگر براى شوهرانشان و پدرانشان وپدرشوهرانشان و پسرانشان و پسران همسرانشان و برادرانشان و پسر برادرانشان و پسران خواهرانشان و زنانِ هم مذهبشان و كنيزانشان و مردانيكه به هر دليل تمايلى به زن ندارند و كودكانى كه از امور جنسى بى اطلاعند (غير از مميّزين ). و پاهاى خود را به زمين نكوبند تا زينتهاى پنهانشان ظاهر شود و همگى به سوى خدا توبه كنيد اى مؤ منان ، باشد كه رستگار شويد.(1)
حجاب در كتاب آسمانى
دومين آيه اى كه بر وجوب رعايت حجاب براى زنان در برابر نامحرمان ، دلالت صريح مى كند، آيه 59 سوره احزاب است كه مى خوانيم :
اى پيغمبر! به همسران و دخترانت و بانوان مومن بگو: با روپوشها و روسرى ها و چادرها و جلبابها خود را بپوشانند. زيرا اين كار (چادر پوشيدن ) موجب مى شود كه بهتر به عفت شناخته شوند، و مورد آزار و تعرض هوسرانان قرار نگيرند. (و اگر تاكنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند، زيرا) خدا همواره آمرزنده ، و مهربان است .
اين آيه نيز به اصل وجوب حجاب براى بانوان ، تصريح نموده است و در پايان به يكى از فلسفه هاى حجاب كه عدم آزار از ناحيه مزاحمها است اشاره كرده است .
مى توان گفت : اين آيه در قرآن جامع ترين آيه در حفظ حجاب و حريم عفّت است ، به خصوص با توجه به آيه قبل از خود، و آيه بعد كه شديدترين هشدارها را به متجاوزين حريم عفّت داده است .
در اين آيه دو مطلب در مورد حجاب هست كه با بررسى آن دو حقيقت مطلب آشكار مى گردد، يكى آنكه منظور كلمه يُدنينَ چيست و دوم آنكه منظور از جلباب چه مى باشد؟ يُدْنِينَ در اصل از دُنُوّ به معنى نزديك كردن است ، منظور از آن در اين آيه اين است كه زنان بايد لباس ‍ حجاب مثلاً چادر را از خود دور نسازند، و صورت و بدن خود را به وسيله آن بپوشانند.
علاّمه شهيد مطهّرى در توضيح اين مطلب مى نويسد:
استفاده : زنان از روپوشهاى بزرگ كه بر سر افكنده اند، دو جور بوده است ، يك نوع صرفا جنبه تشريفاتى و اسمى داشته است ، همانگونه كه در عصر حاضر بعضى از بانوان چادرى را مى بينيم كه چادر داشتن آنها صرفا جنبه تشريفاتى دارد، با چادر هيچ جاى بدن خود را نمى پوشانند، بلكه آن را رها مى كنند، وضع چادر بر سر كردنشان نشان مى دهد كه اهل پرهيز از معاشرت با مردان نامحرم نيستند، و از اينكه مورد بهره بردارى چشمها قرار بگيرند، امتناعى ندارند.
نوع ديگر بر عكس بوده و هست ، زن آن چنان با مراقبت لباسها و چادر خود را مى گيرد و آن را رها نمى كند كه نشان مى دهد كه اهل عفاف و حفاظ است ، و اين كار نيز خود به خود آژير دور باشى براى دزدان ناموس ايجاد مى كند و ناپاك دلان را مايوس مى سازد)
نتيجه اينكه جمله يُدنينَ بيانگر آن است كه ازپوشش بايد به صورت صحيح استفاده شود،وآن را جّدى گرفت ،نه صورى وتشريفاتى ، و گرنه چه بسا بعضى ازپوششها حتّى مثل چادر به خاطر رها نمودن آن ، همچون ويترينهاى مغازه ها، هيجان انگيزتر شده ، و نبودش بهتر از بودنش ‍ است .
جمله جلباب جامه گشادى است كه از روسرى بزرگتر و از عبا كوچكتر است . و يا پيراهن و يا جامه اى گشاد و بزرگى است كه از ملحفه ، (ملافه يا روپوش بزرگى همانند چادر است ) كه زنان به وسيله آن (بنا به تفسير الميزان ) صورت و گردن و جامه هاى خود را مى پوشانند ...
نتيجه اينكه آيه مذكور مى گويد: زنان بايد با پوششى گشاد و وسيع سر و سينه خود را (تا پا) به خوبى بپوشانند، به گونه اى كه موجب تهيج هوسبازان ، و به دنبال آن مورد مزاحمت آنها قرار نگيرند، بنابر اين زنان مسلمان ، براساس اين آيه ، نبايد با لباسهاى چسبان ، در برابر چشم مردم ظاهر شوند.(2)
اصلاً: فلفسه حجاب و پوشش ، بيشتر از اينرو است كه باعث تهيج مردان و جوانان و فساد و گسترش فحشا نگردد.
حجاب در قرآن
سومين آيه اى كه حجاب را براى عموم بانوان واجب و ضرورى دانسته آيه پنجاه و سه سوره احزاب است كه فرموده : هر گاه از زنان (پيامبر) متاعى يا چيزى را از وسايل زندگى خواستيد از پس پرده و حجاب بخواهيد زيرا اين كار براى قلبهاى شما و ايشان پاك و پاكيزه و بهتر است .
اين آيه نيز اختصاص به زنان پيامبر دارد زيرا يكى از فوائد حجاب عدم ارتباط غير ضرورى زن و مرد را متذكر مى شود.
چهارمين و پنجمين آيه حجاب ، آيه 32 و 33 سوره احزاب است كه مى خوانيم :
اى همسران پيامبر شما مثل زنهاى معمولى نيستيد، تقوا پيشه كنيد، و به طور هوس انگيز حرف نزنيد تا بيمار دلان در شما طمع كنند و سخن شايسته بگوئيد و در خانه هاى خود بمانيد و مثل دوران جاهليت ميان مردم ظاهر نشويد.
دو آيه فوق گرچه خطاب به زنان پيامبر اكرم (ص ) است ، ولى بانوان ديگر نيز در حكم و معنا با آنها شريك هستند، و راز خطاب به آنها به خاطر الگو قرار دادن آنها است و بخاطر تاكيد بيشتر است . مثلاً بقول خودمان به در مى گويند كه ديوار بشنود، والا بانوان پيغمبر مبرّا هستند...
در آيه نخست به يكى از دستورهاى حفظ حريم عفّت دستور داده شده كه زنان با نازو كرشمه و صداى نرم و تهيج انگيز سخن نگويند، تا كسانيكه دلشان بيمار است به طمع هوسهاى جنسى بيفتند، بلكه به خوبى و شايستگى سخن بگويند.
در آيه دوم سخن از حجاب و پوشش به ميان آمده و بيانگر آن است كه برهنگى و رعايت نكردن حجاب از شئونات عصر جاهليّت بوده و شما باهتك حريم حجاب ، جاهليت ديگرى بوجود نياوريد.
واژه تبرج در گفتار اهل لغت به معنى (خود نمايى و جِلوه گرى است .
در لغتنامه مصباح المنير آمده : تبرج زن يعنى : زن زينتها و زيباييهاى خود را براى نامحرمان ظاهر سازد و در لغتنامه العين آمده : زنى كه زيباييهاى گردن و چهره اش را به نامحرمان نشان دهد تبرّج نموده است .
منظور اينكه اين آيه به بانوان تاكيد مى كند كه حريم حجاب و عفّت خود را حفظ و زيباييهاى اندامشان را ظاهر نسازند، و از خودنمايى و جلوه گرى به طور جدّى خود دارى نمايند و جاهليت ديگرى همچون جاهليت عصر پيامبر (ص ) را كه زنان در آن هنگام رعايت حجاب نمى كردند و با جلوه گرى در برابر ديدگان هوس آلود مردان ظاهر مى شدند به وجود نياورند.
بنابر اين در منطق قرآن ، بى بند و بارى زنان ، و بى حجابى و بدحجابى آنها، نه تنها تمدّن و نشانه ترقى و رشد نيست ، بلكه يك نوع واپس گرايى و جاهليت و پستى است و بايد به شدّت با آن مبارزه نمود.
نتيجه اينكه زن مسلمان و پيرو قرآن و شيعه و اهلبيتى و ولائى ، در گفتار و رفتار و لباس پوشيدن ، نبايد در نزد نامحرمان خود را برجسته نشان دهد و موجب جلب توجّه آنها به خود گردد، و اگر خود را برجسته و جالب نشان دهد، مثل زنان جاهليت رفتار كرده كه در كوچه و بازار به گونه اى راه مى رفتند كه نامحرمان را به سوى خود جلب كرده و به دنبال خود مى كشاندند.(3)
حجاب و عفت
در قرآن ، غير از اين پنج آيه اى كه صراحتا بر وجوب حجاب داشت و ذكر شد، آيات متعدد ديگرى وجود دارد كه مفهوم آنها بر واجب و ضرورى و لازم بودن حجاب دلالت مى كند و در مورد آنانكه حريم حجاب و عفاف را رعايت نمى كنند و يا زمينه ساز براى تهيّج هوسهاى آلوده و هر گونه بى عفّتى هستند هشدار مى دهد و اخطار مى كند، و به طور كلى پيام دهنده آن است كه هر گونه بدحجابى كه موجب فساد و انحراف جنسى و آلودگى ، چشم چرانى و امور خلاف عفّت گردد، از نظر اسلام ممنوع است .
مثلاً خداوند متعال در سوره 31 سوره نور به پيامبر (ص ) فرمان مى دهد كه به زنان با ايمان بگو حجاب خود را رعايت كنند و مى فرمايد وَ لايَضْرِبْنَ بِاَرْ جُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ بايد بانوان ، طورى راه نروند تا زينت پنهانيشان آشكار شود.
منظور از اين آيه ، اين است كه نبايد بانوان در هنگام راه رفتن ، پاهاى خود را چنان بر زمين بكوبند كه صداى خلخالهايشان به گوش برسد و همچنين به گونه اى با (طق و طوق ) راه نروند كه زينت هاى مخفى آشكار گردد اين باريك بينى اسلام براى حفظ حريم عفاف جامعه است .
اين مطلب بيانگر آن است كه اسلام به قدرى در مورد حفظ حريم عفت ، پافشارى مى كند كه حتى اجازه چنين كارى را نمى دهد، بنابر اين به طريق اولى انجام هر گونه عواملى را كه آتش شهوت جوانان را شعله ور مى سازد اجازه نخواهد داد.
نتيجه اينكه : هر گونه نشر عكسها، رمانهاى عشقى و فيلمهاى تحريك آميز و نشان دادن صورت و دستهاى آرايش شده و بَزَكْ كرده و لاك ماليده ممنوع است ، و مردان و زنان بايد از هر گونه عواملى كه در آن (ريبه ) است يعنى ترس سوق دادن به سوى انحراف جنسى و تهيّج هوسهاى آلوده است پرهيز نمايند.
بنابر اين اگر چهره زنان هم در بعضى از موارد موجب بر انگيختن هوسهاى آلوده گردد، بايد از آشكار كردن آن پرهيز نمود.(4)
حجاب از نظر پيغمبر (ص)
حضرت رسول خدا (ص ) در ضمن گفتارى فرمود: دو دسته اهل دوزخ هستند و حتى بوى بهشت (كه تا پانصد سال راه به مشام مى رسد) به مشام آنها نخواهد رسيد.
1-ستمگرانِ تازيانه به دست كه با تازيانه مردم را بى خودى مى زنند.
2-زنان بدحجاب و برهنه اى هستند كه با زرق و برق ، خود را به مردم نشان داده و هوسهاى آنها را به سوى خود جذب مى كنند، موهاى سرشان همچون كوهانهاى شتر سبكسر عربى است .(5)
و فرمود:زنى كه از خانه اش در حالى كه خود را آراسته و بزك كرده و عطر زده (بى آنكه پوشش اسلامى را رعايت كند) خارج گردد، و شوهرش ‍ به اين كار راضى باشد.
(گناه آن به قدرى بزرگ است كه ) براى هر گامى كه آن زن در بيرون خانه برمى دارد، خانه اى در دوزخ براى شوهرش ساخته مى شود.(6)
و نيز فرمودند:
زن بى حفاظ، آسيب پذير است ، هر گاه از خانه (بدون حجاب ) خارج شد، شيطان او را احاطه مى كند و در چشم انداز نفوذ شيطان قرار مى گيرد.(7)
و نيز فرمودند: با خواندن سوره نور(و توجّه و عمل به دستورهاى آن ) زنان خود را (از بى عفتى و دورى از حريم حجاب ) حفظ كنيد.(8)
و نيز فرمودند:زنى كه خود را براى ديگران خوشبو كند او خود در آتش ‍ است و ننگ محسوب مى گردد.(9)
و نيز فرمودند: وقتى زنى در جائى بنشست و از آنجا برخاست نبايد مردى در آن مكان بنشيند تا آنكه گرمى آن از بين برود و سرد شود.(10)
ونيز فرمودند: هركس بازنى كه محرم او نيست مصافحه كند غضب حق تعالى رابراى خود خريده است .(11)
و نيز فرمودند:هر كس بطور حرام با زنى مصافحه كند يعنى به او دست بدهد روز قيامت درغّل و زنجير بسته و سپس به آتش انداخته خواهد شد.(12)
و نيز فرمودند: براى زن سزاوار نيست كه هنگام بيرون رفتن از خانه اش ‍ لباسهايش را به خودش بچسباند كه برجستگى هاى اندامش از بيرون ظاهر گردد.(13)
پيامبر خدا (ص ) فرمودند:
يا فاطمه هر زنى كه خود را زينت كند و لباسهاى زيبايش را بپوشد و از خانه خارج شود كه مردم به او نگاه كنند، ملائكه آسمانها و زمينهاى هفتگانه او را لعنت مى كنند و پيوسته مورد غضب الهى است و اگر بميرد دستور داده مى شود او را بسوى آتش جهنم ببرند.(14)
و نيز فرمودند:
اى سلمان در آخر زمان مردها به مردها وزنها به زنها بسنده كنند، لواط رايج مى شود و هم جنس بازى فراوان گردد و آثار شوم آن مانند مرض ‍ ايدز دنيا را فرا مى گيرد و مردها شبيه به زنها و زنها شبيه به مردها مى شوند و زنان و دختران سوار زين (مانند دوچرخه و موتور) مى شوند، بر اينگونه زنان از امت من لعنت خدا باد.(15)
و نيز فرمودند:
در آخر زمان زنها پوشيده و برهنه هستند (لباسى مى پوشند كه در ايجاد فساد با برهنه بودن تفاوتى ندارند، يعنى برجستگى هاى اندامشان از زير لباس ظاهر است ). روسرى هايشان را مثل كوهان شتر درست مى كنند، لعنت كنيد ايشان را كه آنها ملعونند.(16)
حضرت رسول (ص ) خطاب به حولاء همسر عطاره ، مى فرمايند:
اى حولاء زينت خود را براى غير شوهرت آشكار نكن و براى زن جايز نيست مچ و پايش را براى مرد نامحرم آشكار سازد و اگر مرتكب چنين عملى شد.
اول اينكه : خداوند سبحان هميشه او را لعنت مى كند.
دوم اينكه : دچار خشم و غضب خداوند بزرگ مى شود.
سوم اينكه : فرشتگان الهى هم او را لعنت مى كنند.
چهارم : عذاب دردناكى براى او در روز قيامت آماده مى شود.
اى حولاء هر زنى كه به خداوند سبحان و روز قيامت ايمان دارد زينتش ‍ را براى غير شوهرش ظاهر نمى كند و همچنين موى سر و مچ خود را نمايان نمى سازد و هر زنى كه اين كار را براى غير شوهرش انجام دهد دين خود را فاسد كرده و خداوند را نسبت بخود خشمگين نموده است .(17)
حجاب از نظر على (ع )
حضرت اميرالمومنين على (ع ) در ضمن فرمايشاتشان به فرزندش (ع ) مى فرمايد: در مورد حجاب بانوان سختگير باش ، چرا كه رعايت حجاب به طور جدّى و محكم ، زنان را به سالمتر و پاكيزه ، حفظ خواهد كرد.(18)
و نيز فرمودند:
پوشيدن لباس ضخيم بر شما لازم است ، زيرا كسى كه لباسش نازك و بدن نما باشد، دينش نيز ضعيف و نازك است .(19)
و نيز فرمودند: شوهرى كه از همسرش اطاعت كند، خداوند او را از جانب صورت به طور واژه گونه وارد دوزخ گرداند.
شخصى پرسيد: اين اطاعت كه موجب چنين مجازاتى است كدام اطاعت است ؟
حضرت فرمودند: زن از او مى خواهد كه با لباس نازك (به مراكز پر جمعيت مانند) حمّامها و عروسيها و مجالس ترحيم برود، و شوهرش ، به او اجازه دهد و از سخن او اطاعت كند.(20)
(زيرا عدم كنترل اين قبيل مراكز عمومى با موازين شرعى و اخلاقى ، جايگاهى براى فساد خواهد شد)
و نيز فرمودند:
پيغمبر (ص ) نهى كرد، زنى را كه براى غير شوهرش آرايش نمايد و اگر چنين كند بر خداوند سزاوار است كه او را در آتش دوزخ بسوزاند.(21)
اميرمومنان على (ع ) در يكى از فرمايشاتشان به همين مطلب اشاره و نيز فرمودند:
در آخرالزمان كه بدترين زمانها است ، زنان بى حجاب و برهنه آشكار مى شوند كه با زينت و آرايش بيرون مى آيند، آنان از مرز دين خارج شده اند و در فتنه ها وارد گشته اند و به سوى شهوتها تمايل و شتاب دارند،
حرامها را حلال مى كنند و سرانجام در جهنم و دوزخ گرفتار آتش و عذاب ابدى خواهند شد.(22)
از اين فرمايشات هشدار دهنده شش مطلب مهم زير فهميده مى شود:
1- آن زمانى كه زنان رعايت حريم حجاب و عفاف نكنند، بدترين زمانها است .
2- زنانى كه با آرايش و نمايش از خانه بيرون مى آيند و سنگر عفّت را بشكنند، از دين خارج شده اند و در مقابل دين قرار گرفته اند.
3- اين گونه زنان در فتنه ها وارد شده اند و موجب فتنه ها و انحرافها و گناهان خواهند شد.
4- اين گونه زنان گرايش به هوسهاى شهوت انگيز دارند، شهوت پرستى بر آنها حاكم است نه عقل و منطق .
5- اين گونه زنان حرامهاى الهى را حلال كرده و با بى بند و بارى خود، حدود الهى و مرزهاى دينى را زير پا مى گذارند، و موجب افزايش فساد مى شوند.
6- سرانجام اين گونه بانوان ، عذاب ابدى در دوزخ خواهد بود.
آرى آنانكه حريم حجاب و عفّت اسلامى را رعايت نمى كنند، اين گونه موجب انحرافها و پليديها شده ، و موجب گسترش دامنه فساد مى گردند و سرانجام ، خود نيز در ميان دنياى جهنمى خود مى سوزند و زندگى پوچشان ، به عذاب ابدى الهى مى پيوندد.(23)
حجاب از نظر ائمه
امام صادق (ع ) فرمود:
براى زن هنگام خروج از خانه شايسته نيست كه لباسش را خوشبو كند.(24)
امام موسى بن جعفر (ع ) بنقل از پيامبر (ص ) فرمودند: هر كسى به خدا و روز قيامت ايمان دارد، هرگز در جائى نمى ماند كه نفس زن نامحرمى را بشنود.(25)
امام باقر (ع ) فرمودند: جايز نيست زن خود را شبيه مرد نمايد. زيرا پيامبر مردانى را كه مشابه زنان مى شوند و همچنين زنانى كه خود را شبيه مردها قرار مى دهند لعنت كرده است .(26)
عذاب زنان
آقا سيدالمظلومين اميرالمومنين حضرت على (ع ) فرمود:
يكروز من و سيّده زنان عالم حضرت فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) بر حبيب خدا حضرت پيغمبر اسلام (ص ) وارد شديم و آن بزرگوار را در حالى ديديم كه شديدا گريه مى كرد.
به آن حضرت عرض كردم : پدر و مادرم فدايت شوند، يارسول اللّه ، چه شده ؟! چه چيزى شما را به گريه درآورده ؟
آن حضرت فرمود: ياعلى شب معراج وقتيكه به آسمان رفتم ، زنان امتم را در عذاب شديد مشاهده كردم . بخاطر آن شدت عذابها گريان و نالان شده ام .
حضرت فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) فرمود: مگر چه ديديد كه اينقدر متأ ثر و گريان شده ايد؟!
حضرت رحمة للعالمين (ص ) فرمود:
1- زنى را ديدم كه بمويش آويزان كرده بودند، در حاليكه مغزش ‍ ميجوشيد.
2- زنى را مشاهده كردم كه به زبانش آويزانش كرده بودند، و از حميم جهنم در حلقش مى ريختند.
3- زنى را ديدم كه به دو پستانش آويزانش كرده بودند.
4 زنى را مشاهده كردم كه دست و پايش را بسته اند و مارها و عقربها را بر او مسلط كرده بودند.
5- زنى را ديدم كه گوشت بدنش را با قيچى مى چيدند و مجبورش ‍ مى كردند كه آن را بخورد، و آتش از زير آن زبانه مى كشيد.
6- زنى را مشاهده كردم كه به صورت كر و لال و كور است ، در حالى كه در تابوتى از آتش مى باشد و مغز سرش از دماغش خارج مى شود و بدن او به صورت جذام و برص است .
7- زنى را ديدم كه به دو پايش آويزان كرده اند، در حاليكه در تنورى از آتش بود.
8- زنى را مشاهده كردم كه گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسيله مقراضهايى از آتش جدا مى كردند.
9- زنى را ديدم كه صورت و دستهايش آتش گرفته ، در حالى كه روده هايش را مى خورد.
10- زنى را مشاهده كردم كه سرش مثل سر خوك ، و بدنش مثل بدن الاغ و به انواع عذابها شكنجه اش مى دادند.
11- زنى را ديدم كه به صورت سگ بود، و آتش از عقبش خارج مى شد و ملائكه با گرز آهنى از آتش ، بر سر و بدنش مى كوبند.
بى بى دو عالم فاطمه زهرا (عليهاالسلام ) فرمودند: اى حبيب من و اى نور چشم من ، اى پدر بزرگوارم به من بفرمائيد كه اين زنان چه عملى داشته اند و به چه جهت به اين عذابها گرفتار شده اند و راه و روششان چه بوده كه پروردگار متعال آنها را به چنين شكنجه هايى مبتلا نموده ؟!
آقا رئيس اسلام حضرت محمد (ص ) فرمود:
1- آن زنى را كه به موهايش آويزان شده بود، آن زنى بود كه موهايش را از مردان نامحرم نمى پوشانيد.
2- آن زنى را كه به زبانش آويزان كرده بودند، آن زنيست كه شوهرش را با زبانش اذيت مى كرد.
3- آن زنى را كه به دو پستانش آويزان بود، آن زنى بود كه از همبستر شدن با شوهرش خوددارى مى نمود.
4- آن زنى را كه دست و پايش را بسته اند و مارها و عقربها را بر او مسلّط كرده بودند، آن زنى بود كه بدون اجازه شوهرش از خانه خارج مى شد.
5-آن زنى را كه از گوشت بدنش با قيچى مى چيدند و به او مى خورانيدند، زنى بود كه خودش را براى مردان نامحرم زينت مى كرد و بدنش را به آنها نشان مى داد.
6- آن زنى را كه كر و كور و لال بود، آن زنى بود كه از راه زنا بچّه دار مى شد و به گردن شوهرش مى انداخت .
7- آن زنى را كه به پاهايش آويزانش كرده بودند، زنى بود كه در حال نجاست وضو مى گرفت يعنى رعايت نجس و پاكى را نمى كرد، و در وقت جنابت و حيض غسل نمى نمود، و در نمازش سستى مى كرد.
8- آن زنى را كه از گوشت جلو و عقب بدنش با مقراض از آتش جدا مى كردند، زنى بود كه خود را از راه نامشروع به مردان عرضه مى داشت .
9- آن زنى كه صورت و دستهايش آتش گرفته و روده هايش را مى خورد، آن زنى بود كه قوّادى مى كرد، يعنى واسطه حرام بود.
10- آن زنى كه سرش مثل سر خوك و بدنش مثل بدن الاغ بود، آن زنى بود كه سخن چينى مى كرد و زياد دروغگو بود.
11- آن زنى كه به صورت سگ بود آن زنى بود كه آوازه خوان (و صدايش را براى نامحرم با ناز و كرشمه و مهيّج رها مى كرد) و حسود بود.(27)
مسيحى كه مسلمان شد
يكى از علماء اسلام مى نويسد:
روزى يك زن مسيحى با شوهرش پيش من آمد و گفت : من از اسلام مسائلى را فهميده ام و از دستورات و قوانين آن كه مترقى است در شگفت و حيرتم و به آن علاقه مندم ، ولى بخاطر يكى از دستورات آن ، من هنوز به اسلام گرايش پيدا نكرده ام ، و درباره آن با شوهرم و عدّه اى از مسلمانان بحث و گفتگو نموده ام كه متاسفانه پاسخ قانع كننده اى نشنيده ام ، اگر شما بتوانيد مرا قانع كنيد من به دين اسلام مشرف شده و مسلمان خواهم شد.
من گفتم : آن دستور كدام است ؟!
زن مسيحى گفت : دستور حجاب است . چرا اسلام حجاب را براى زن لازم دانسته ؟ و چرا به او اجازه نمى دهد كه مثل مرد بدون حجاب از خانه بيرون بيايد؟ سپس بنا كرد به ايراد و انتقاد كردن ، كه حجاب مانع رشد و ترقى زنان ، و سبب عقب ماندگى در جامعه است .
من پس از شنيدن ايرادها و انتقادهاى آن زن ، چنين پاسخ دادم : آيا شما تا بحال به بازار جواهر فروشى رفته ايد؟
گفت : آرى ، گفتم : چرا جواهر فروشان ، طلا و سائر جواهرات گرانبهاى خود را در ويترين شيشه اى قرار داده و درب آنرا قفل ميكنند؟
گفت : بخاطر اينكه دست دزدان و خيانتكاران و سارقان به آنها نرسد.
در اينجا آن عالم دينى رو كرد به زن مسيحى و اظهار داشت فلسفه حجاب نزد ما مسلمانها همين است كه : زن گُلى خوشبو است ... زن گوهر و ياقوت گرانبهاست و چون جنس لطيف زن هم مانند طلا و جواهرات است ، و بايد از دست خيانتكاران و دزدان عِفت و ناموس محافظت كرد، و از چشم تبهكاران و اهل فساد حفظ نمود، زيرا زن همانند مرواريد است كه در صندوقچه صدف بايد پنهان گردد تا طعمه آنان نشود و تنها ساتر و نگهدارنده زن حجاب است و حجاب براى زنان مانند محفظه اى بر جواهرات است و اگر زنان نيز در پوشش نباشند. هميشه در معرض خطرات و تجاوزات قرار مى گيرند و به خاطر نشان دادن زيبائى ها پيوسته مورد آزار و تعدى مفسدين مى شوند.
آرى دخترم ... دستور حجاب در اسلام باين جهت است كه زن از دست خيانتكاران در امان باشد. زيرا بدنش پوشيده و زينتهايش مستور است و مردم از او چيزى نمى بينند و در او طمع نمى كنند و از او دورى مى جويند و نظرشان را جلب نمى كند، بلكه از او حساب مى برند و حيا مى كنند، همه اينها به خاطر حجاب است . و شما مطمئن باش كه اگر زن در پوشش ‍ حجاب نباشد، پيوسته در معرض آزار مفسدين است ، بنا بر اين حجاب شرافت و بزرگوارى توست ، آرى دخترم اين گوشه اى از فلفسه حجاب بوده كه تذكر دادم .
پس از شنيدن اين مطلب ، آن خانم مسيحى فكرى كرد... و سپس با چهره اى درخشان گفت : من تا بحال اين گونه نشنيده بودم ... شما بسيار جالب بيان كردى ، و اكنون اسلام را ميپذيرم .
دوشيزه مسيحى در همان جلسه ، شهادتين را بر زبان جارى كرد، و اسلام را پذيرفت .
خواننده محترم : از اين گفتگوى مذهبى آشكار شد كه اسلام مى خواهد شخصيت و پاكى زن را حفظ نمايد، و به دنبال آن از اجتماع حمايت كند، از اين رو حجاب را به عنوان شرط اساسى براى هدف مزبور لازم دانسته است . همچنين از اين گفتگو روشن مى شود كه اغلب بانوانيكه بى حجاب هستند از فلفسه حكيمانه حجاب اطلاع ندارند و به آثار پرسودش توجه ندارند و از مفاسد بى حجابى غافلند، تنها بوسيله حجاب ، عفت و شخصيت زن حفاظت مى شود، و از خطرات ناشى از بى حجابى در امان ميمانند.(28)
حجاب حضرت زهرا (عليهاالسلام )
امام باقر (ع ) فرمود:
روزى پيغمبر اسلام (ص ) همراه جابر به طرف خانه حضرت زهرا (عليهاالسلام ) حركت كردند، وقتى كه كنار در رسيدند، پيغمبر (ص ) دستش ‍ را روى در گذاشت و با صداى بلند فرمود: سلام عليكم .
حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) فرمود: و عليكم السّلام
حضرت رسول (ص ) فرمود: آيا اجازه هست وارد خانه بشويم ؟ حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) فرمود: آرى اى رسول خدا.
حضرت رسول (ص ) فرمود: آيا اجازه هست همراه شخصى كه با من است وارد گردم ؟
حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) فرمود: سر برهنه هستم .
حضرت پيغمبر (ص ) فرمود: با رو انداز، خود را بپوشان . حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) خود را پوشانيد. بار ديگر حضرت پيغمبر براى خود و جابر طلب اجازه كرد، حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) اجازه داد، آنگاه آن دو وارد خانه شدند.(29)
گرسنه شكم و شهوت
حضرت حجة الاسلام والمسلمين مروج الاسلام والدّين حاج شيخ غلامرضا فيروزيان فرمودند:
تابستان سال 1323 در ونك مستوفى منبر ميرفتم . امام جماعت آنجا سيد بزرگوارى بود كه اَلا ن با گذشت ، 55 سال نامش را فراموش ‍ كرده ام .
بين گفتگوهايى كه با هم داشتيم تعريف كرد:
كه يك روز صداى در منزل بلند شد، وقتى آمدم در را باز كردم ، خانمى نيمه برهنه و بى حجاب و آرايش كرده و دست و سينه باز را مقابل خود ديدم ، خواستم درب را ببندم و به او بى اعتنايى كنم . فكر كردم همين كه در خانه يك روحانى با اين قيافه آمده شايد معايب بى حجابى را نميداند: و شايد بتوانم نصيحتش كنم .
سرم را پائين انداخته و گفتم بفرمائيد، داخل اطاق شده نشست ، و مسئله اى در مورد ارث از من سئوال كرد. من گفتم خانم منهم از شما مى خواهم مسئله اى بپرسم اگر جواب داديد منهم جواب مى دهيم گفت : شما از من ؟گفتم بله . گفت بفرمائيد؟
گفتم : شخصى در محلى مشغول غذا خوردنست غذا هم بسيار مطبوع و خوشبو است ، گرسنه اى از كنار او مى گذرد، پايش از حركت مى ايستد جلوى او مى نشيند شايد تعارفش كند، ولى او اعتنا نمى كند.
شخص گرسنه تقاضاى يك لقمه ميكند او ميگويد: غذا متعلق بمن است و نمى دهم هر چه التماس مى كند او به خوردن ادامه ميدهد، خانم اين چگونه آدميست ؟
گفت : آن شخص بيرحم از شمر بدتر است .
گفتم : گرسنه دو جور است ، يكى گرسنه شكم و يكى گرسنه شهوت .
جوان غربى و گرسنه شوت ، خانم نيمه برهنه و زيبائى را مى بيند كه همه نوع عطرها و آرايش هاى مطبوع دارد، هر چه با او راه ميرود شايد خانم توجهى به او بكند و مقدارى روى خوش به او نشان بدهد، جوان او اعتنا نمى كند.
جوان : اظهار علاقه ميكند، زن : محل نمى گذارد، جوان : خواهش ‍ مى كند، زن ميگويد: من نجيبم و حاضر نيستم با تو صحبت كنم .
جوان التماس ميكند، زن : توجه نمى كند. اين خانم چگونه آدمى است ؟
خانم فكرى كرد و از جا حركت كرد و از خانه بيرون رفت .
فردا درب منزل صدا كرد، رفتم در را باز كردم ، ديدم سرهنگى دم در ايستاده و اجازه ورود مى خواهد، وقتى وارد اطاق شد و نشست . گفت : من شوهر همان خانم ديروزى هستم ، وقتى كه با او ازدواج كردم چون خانواده اى مذهبى بوديم از او خواستم با حجاب باشد، گفت : بعد از ازدواج ، ولى آنچه به او گفتم و خواهش كردم تهديد كردم ، زير بار نرفت ولى ديروز آمد و از من چادر و پوشش اسلامى خواست ، نمى دانم شما ديروز به او چه گفتيد: ماجرا را به او گفتم : او با خود عبايى آورده بود. به من داد و تشكر كرد و رفت .
سئوال پيغمبر (ص )
حضرت على (ع ) مى فرمايد:
با جمعى از اصحاب در محضر رسول خدا (ع ) نشسته بوديم ، پيامبر(ص ) به ما رو كرد و فرمود:
به من خبر دهيد كه براى زن چه چيز خوب است و خير و سعادت او در چيست ؟
همه ما از پاسخ به اين سئوال ، در مانده شديم ، تا اينكه متفرّق گشتيم ، و به خانه آمدم و به حضرت زهرا (عليهاالسلام ) گفتم : پيامبر (ص ) چنين سؤ الى از ما نموده و ما از پاسخ به اين سئوال درمانديم .
حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) فرمود: من پاسخ اين سئوال را مى دانم .
خَيْرٌ لِلنّساءِ اَنْ لا يَرينَ الرِّجالَ وَ لا يَراهُنَّ الرِّجال
بهترين دستور براى زنان آن است كه نه آنها مردان نامحرم را بنگرند و نه مردان نامحرم آنها را ببينند.
به محضر مقدس رسول خدا (ص ) بازگشتم و عرض كردم : سئوالى كه فرموديد: كه چه چيز براى زنان بهتر است ، براى آن بهترين چيز آن است كه نه مردان نامحرم آنها را بنگرند و نه آنها مردان نامحرم را ببينند.
پيغمبر اسلام (ص ) فرمود: تو وقتى كه نزد من بودى ، پاسخ به اين سئوال را نتوانستى بدهى ، چه كسى اين پاسخ را به تو آموخت ؟
عرض كردم : حضرت فاطمه (عليهاالسلام ) به من آموخت .
پيغمبر (ص ) خوشحال شد و فرمود اِنَّ فاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنّى فاطمه (عليهاالسلام ) پاره تن من است .(30)
دختر شجاع
تركيه كشورى است كه بر اساس سيستم لائيك (منهاى مذهب ) اداره مى شود، از اين رو از مظاهر مذهب جلوگيرى مى نمايد.
يكى از دختران شجاع مسلمان (19 ساله ) به نام نور جان كوجامان دانشجو بود و در شهر آنكارا، با حجاب اسلامى به دانشگاه مى رفت و در آنجا از رئيس جهمور وقت تركيه كنهان اوژن به خاطر آنكه طرفدار حكومت لامذهبى است انتقاد مى كرد، او را دستگير كردند و به يك سال زندان محكوم نمودند.
او در دادگاه فرمايشى آنكارا پس از شنيدن محكوميّتش به يك سال زندان ، فرياد زد:
امام خمينى رهبر دنياى اسلام است و من از طرفداران او هستم ! اين دختر شيردل ، آن چنان در آن كشور ضدّ خدا، پايبند به احكام اسلام بود، كه حجاب خود را كاملاً رعايت مى كرد و با قرآن مأ نوس بود ودر هر فرصتى آيات قرآن را تلاوت مى نمود و با صراحت مى گفت :
من امام خمينى را به عنوان رهبر اسلامى مى شناسم و از او پيروى مى كنم .(31)
مفاسد بى حجابى يا بدحجابى
روزى يك تيم ورزشى از يك شهرستان ، پهلوان كُشتى شهر ديگرى را براى مسابقه دعوت كرد. قهرمان مزبور به دعوت آنان پاسخ گفت ، و همراه همسر زيبا و بى حجابش راهى آن شهر شد، بازى كنان و كشتى گيران شهر، براى استقبال وى به فرودگاه آمدند و با گرمى به وى خيرمقدم گفتند، سپس ‍ آن پهلوان همسر خود را به رفقايش معرّفى كرد، و وى را براى دست دادن به آنان جلو انداخت و بازى كنان با گرمى و لبخند به همسر وى دست دادند.
يكى از آنها عاشق همسر پهلوان شد و بفكر افتاد با او ازدواج كند. براى رسيدن به هدف نقشه هايى پيش خود طرح ريزى كرد و سرانجام با همسر پهلوان بطور پنهان و دور از چشم شوهرش خلوت و ملاقات كرد و نقشه خود را باين وجه عملى ساخت .
از وى پرسيد: شوهر شما چقدر مهر بشما داده ، زن گفت : بيست هزار تومان . مثلاً، مرد گفت : ولى من حاضرم چند برابر اين مبلغ را بشما بدهم ، زيرا ارزش شما بيش از اين مقدار است . حقيقتا شوهر شما با اين مهر بشما ظلم و ستم نموده ، سپس پرسيد: بگو ببينم ، شوهر شما چه شغلى غير از ورزش دارد؟
زن گفت : كارمند يكى از وزارت خانه ها است . ناگهان مرد هوسران ، آه مزوّرانه اى از دل كشيد و گفت : اين نيز ظلم در حق شما است ، شما با اين زيبائى ، همسر يك كارمند هستى ؟ نه نه شما بيش از اين ارزش داريد. همسر شما بايد مانند من باشد، من مهندس و تحصيل كرده دانشگاه هستم ، و دكترا دارم و حاضرم با شما ازدواج كنم ، بشرط اينكه شوهرت تو را طلاق دهد.
سرانجام او را فريب داد، و با او قرار گذاشت كه پس از مراجعت ، از شوهرش طلاق بگيرد، و با وى ازدواج كند.
اين راز و نيازهاى عاشقانه و مخفيانه و پنهان از چشم پهلوان ميهمان صورت گرفت ، و او هيچگونه اطلاّعى از اين حوادث نداشت ، و نمى دانست چه ميگذرد.
بالاخره مدّت ملاقات بپايان رسيد و شوهر و همسرش به شهر خود بازگشتند از آن پس شوهر با اخلاق و رفتار سوء همسرش روبرو شد، و پس ‍ از آنكه در گذشته خندان بود، و با او انس مى گرفت و رنجهاى او را از يادش ‍ مى برد، اكنون رفتارش بر عكس شده است .
مرد از اين كجروى زن به ستوه آمد، وكاسه صبرش لب ريز شد، و از وى علّت تحوّل اخلاقى او را جويا شد؟ زن گفت : بخاطر آنكه تو مرا فريب داده اى ، تو به من ظلم كرده اى .. مرد با كمال تعجّب گفت : من ؟! چگونه من ترا فريب داده ام ؟! زن گفت : چون با مهر كمى با من ازدواج كرده اى و ارزش ‍ من بيشتر از اينها است ، تو شايسته ازدواج با من نبودى و كسى هست كه با مهر شايسته حاضر است با من ازدواج كند، و من مى خواهم الا ن از تو طلاق بگيرم .
شوهر بدبخت ، كه انتظار شنيدن اين سخن را از همسرش نداشت ، هوش از سرش پريد، و خود را در چنگال اين فاجعه بزرگ گرفتار ديد، فاجعه اى كه خودش بدست خودش روزى كه همسر بى حجابش را بهمراه خود به شهر ديگر برد بوجود آورد، اينك شوهر در صدد بر آمد كه او را از تصميمش منصرف كند، ولى سخنان او با شكست مواجه شد، و سرانجام از روى ناچارى او را طلاق داد، و زن طلاق نامه خود را گرفت و براى ازدواج با دوست خود راهى شهر ديگر شد.
خواننده محترم : در اين حادثه كه يكى از هزاران حادثه مربوط به خيانتهاى خانوادگى است دقت كنيد و بينديشيد و علتش را بررسى نمائيد تا براى شما روشن شود كه عامل آن فقط بى حجابى و خود نمايى است . چرا كه اگر آن زن حجاب داشت و زيبائيهايش پوشيده و پنهان بود، هرگز به اين دام نمى افتاد و شوهرش نيز دچار اين بدبختى كه بدست خود براى خود فراهم كرد نمى شد.
آرى اين است مفاسد بى حجابى و اين است سزاى كسى كه با قانون اسلام و حكم قرآن مخالفت مى كند.(32)
بى حجابى يا بدحجاب وباى اجتماع
نظر اسلام به اجتماع ، نظرى جدا حكيمانه است .
اسلام ميخواهد جامعه اى پاك بسازد كه در آن اثرى از فساد وانحراف وجود نداشته باشد.
يكى از چيزهائى كه ضامن سلامت و پاكى اجتماع مى باشد حجاب است ، كه زن را از سقوط و از هم پاشيدگى نگاه ميدارد، و از زشتى و انحراف جلوگيرى مى كند، زيرا قانون اسلام است كه به جامعه ايمنى بخشيده و نگهبان آن است .
در حقيقت يكى از موارد اساسى براى پاكى اجتماع عمل به قانون حجاب است ، و اصولاً محال است جامعه اى از پاكى برخوردار باشد.
در حاليكه زنان آن بى بند و بار و بى حجاب باشند، زيرا بى حجابى وباى جامعه است و اگر اين بيمارى در جامعه راه يابد افراد، آن را به فساد و نابودى مى كشاندند.
ما به چشم خود ديده ايم جوامعى كه سرطان بى حجابى يا بدحجابى در آنها شيوع دارند، چگونه به فساد و انحراف كشيده شده اند. و جنايات و خيانتها از آن بپاخاسته .
اسلام بخاطر آنكه ريشه هاى فساد را قطع كند، از راههاى گوناگونى كه يكى از مهمترين آنها حجاب است وارد شده است .
اسلام با فساد و عوامل فساد كه از جمله آنها بى حجابى و خودنمايى است شديدا مبارزه كرده است .
بنابر اين بر ما واجب است كه با اين عوامل فساد به جنگ درآييم ، و اجازه ندهيم مفسدين جامعه را به لجن و تباهى بكشانند.(33)
مقايسه بين بى حجابى يا بدحجابى و حجاب اسلامى
به دو نمونه از زنان اجتماع توجه فرمائيد ارزش آنان را بسنجيد و بگوئيد كداميك برترند.
آيا يك زن با حجاب ، كه در پوشش ايمان درآمده و لباس اسلام به تن كرده و خود را به روپوش كرامت و شرف آراسته و خشنودى خدا را جلب كرده و به درجات بهشت نائل گرديده و شخصيت واحترام و پاكدامنى را در خود افزايش داده كه وقتيكه انسان به او نگاه ميكند، چيزى جز حجاب و چادر نمى بيند، و اصلاً نمى داند كه آيا او جوان است يا پير؟ زشت است يا زيبا؟ از اين رو با ديده احترام به او نظر مى كند و در صدد آزارش برنمى آيد، چون مى داند او زنى است كه بدينش پاى بند است و نگهبان شرافت و متمسك به اسلام خويش مى باشد و از پستى اِباء دارد، و از بى حجابى و خود نمايى پاك است و از فساد و انحراف دورى مى گزيند. برتر است ...
يا يك زن بى حجاب يا بد حجاب كه لباس حيا را از تن بيرون آورده و روپوش ايمان را كنده (زيرا كه در حديث است حيا از ايمان است و كسيكه حيا ندارد ايمان ندارد) و فرمان قرآن را مخالفت كرده وبى بند و بارى و خودنمائى را مانند زنان جاهليت قديم پيش گرفته ، و به زنان يهودى و مسيحى شبيه شده و عظمت و شخصيت خود را از دست داده ، و بدنش را نمايان و صورت و دستها و سينه و زينتهاى بدنش را آشكار ساخته ، نظر بدكاران را به خود جلب كرده و چشم خيانتكاران را بر خود خيره نموده و بدنش را مانند كالائى در بازار در معرض نمايش گذاشته و در معرض ديد همگان قرار داده چه بسا او را مسخره و بيچاره كنند، و گاهى به او تجاوز نمايند و عفّت او را از بين ببرند و...
شرافت خود را از دست بدهد، و در كرامت خويش زيان ببيند، و در بدبختى و بيچارگى و بدحالى قرار گيرد.
زيرا همه اينها در اثر بى حجابى و بدحجابى بر او پيش مى آيد. اين دو زن را با هم مقايسه كنيد كدام يك از اينها بهتر است ؟ كداميك سنگين تر و محترم هستند، كدام يك از نظر مقام و مرتبه عالى ترند؟(34)

حجاب و آرامش
بنابر اين ، روشن است كسانيكه زنان را به بى حجابى دعوت مى كنند، در حقيقت آنان را به تبهكارى خوانده و آنان را به قربانگاه مى كشانند و مى خواهند شرافت و عفّت را از آنان سلب كنند، و به اسم شعارهاى پوچ و سخنان باطل ، عظمت و احترام را از آنها بگيرند.
خواننده محترم : اگر ميخواهيد به درستى سخن من پى ببريد، از بزرگسالان خود، از پدران و اجداد خود، كه گذشته را بخاطر دارند بپرسيد: آيا اين جنايات و حوادث ، دختر ربائى و تجاوز، در آن زمانها وجود داشته يا نه ؟
طبعا پاسخ اين سوال منفى خواهد بود.
اين جنايات و حوادث از كجا بوجود آمده است ؟ مى گويند: در اثر عوامل گوناگونى كه مهمترين آنها بى حجابى و بدحجابى و بى بند و بارى است به وجود آمده . آرى پاسخ صحيح همين است .
از ساكنان دهكده هاى كوچك كه تا بحال به اسلام و ايمان و حجاب اسلامى پاى بند هستند سوال كنيد، و اگر مى خواهيد تحقيق و بررسى كنيد: آيا دختر ربائى و تجاوز به بانوان چنانكه در شهرها اتفاق مى افتد در دهكده هاى شما نيز واقع مى شود؟
طبعا مى گويند: نه اتفاق نمى افتد، زيرا اجتماع ما پيوسته پاى بند به اسلام و دستورات حكيمانه آن مى باشد.(35)
بى حجابى يا بد حجابى يعنى بدبختى و نكبت و گرفتارى
دشمنان اسلام پس از بررسيهاى طولانى ، راه و نقشه و روشهاى گوناگونى براى نابود كردن تدريجى اسلام و مسلمانان ترسيم نموده اند.
يكى از مهمترين راه هاى شيطانى كه بدين منظور بكار گرفته اند: دعوت به فساد و بى حجابى است ، كه زير پوشش شعارهاى جلوه دار، و ماسكهاى قلّابى و تبليغات باطل ، از آن ترويج مى كنند.
مثلا: بنام هنر از فساد تبليغ مى كنند، و به اسم پيشرفت ، مردم را به گناه مى كشانند، و بعنوان تمدّن و با اسم آزادى خواهى ، آنان را به هرزگى و بى بند وبارى و اعمال زشت دعوت مى نمايند.
متاءسفانه بسيارى از زنان و مردان مسلمان ، در برابر اين شعارهاى فريب خورده و بدنبال اين سخنان مسموم كه ذلّت و بدبختى براى آنان ببار مى آورد، راه افتاده اند.
و با لباس ارزنده اسلامى (يعنى حجاب ) مخالفت نموده و از آشيانه ايمان و شرف بيرون آمده ولباسهاى بيگانگان را كه از كشورهاى بى دين شرق و غرب وارد مى شود به تن كرده اند.
و حتى عده اى از مردم مسلمان هم با اين تبليغات سوء و زهر آلود گول خورده اند، تا حدّى كه زنان خويش را به بى حجابى وادار نموده اند كه طبعا اين عمل خطرات وحشتناكى همراه دارد.
زنى از شوهر خود كه او را وادار به روى باز در بيرون از خانه كرده بود شكايت مى كرد.
آرى اينها نمى فهمند آن كسانيكه در غرب يا شرق ، به اشاعه بى حجابى دامن ميزنند، خواهان فساد و تباهى در جامعه پاك مسلمانان هستند.
آنها مى خواهند كشورهاى جهان بويژه كشورهاى اسلامى عزيز را به بدبختى و گرفتارى و بى عفتى بكشانند آنها مى خواهند با دود تمدّن جديد، چشم ملّت هاى مسلمان را كور كنند، و آنها را به لجن بكشانند.
آرى همينطور مى شود كه هدف استعمار و دشمنان اسلام تحقق مى يابد.
و جامعه اسلامى در گودال پستى و انحطاط سقوط مى كند، و اجتماع پس از آنكه پاك بود بصورت اجتماعى فاسد و متلاشى در مى آيد و جناياتى از قبيل زنا، تجاوز، سقط جنين و كورتاژ رواج مى يابد.
بى حجابى يا بد حجابى باعث سقط جنين
اسقاط جنين (كورتاژ) و قطعه قطعه كردن آن با آلات گوناگون يكى از مفاسد بى حجابى يا بدحجابى مى باشد. روشن است كه زن بى حجاب يا بدحجاب ، بسيارى از اوقات تحت فشار جوانان بى پروا قرار ميگيرد و طعمه دست آنها مى گردد و او را مورد تجاوز قرار داده و شرافت و احترام او را از بين مى برند. در نتيجه زن از راه نامشروع باردار مى شود و براى اينكه راز آن عمل زشت و پليدش فاش نشود ناچار مى گردد جنين را سقط كند. آمار كورتاژ، در كشورهاى غربى كه بى حجابى بسيار است هولناك است و روز به روز در افزايش است .
در گزارش ويژه اى آمده است :
در لندن آمار سقط جنين از سال 1969 تا سال 1970 از 50 هزار به 83 هزار رسيده .
و در سال 1971 آمار مزبور به 200 هزار مسطور گرديده
و اين نسبت در فرانسه افزايش يافته بطورى كه در هر 200 نوزاد 46 تا 143 آن سقط جنين بوده .
و در شوروى در هر سال شش ميليون سقط جنين دارد حالا كه بدتر است .(36)بى حجابى يا بدحجابى باعث (37)بيمارى هاى خطرناك
يكى از مفاسد بى حجابى ، فساد اخلاق جوانان و گرايش ايشان به انحراف جنسى مى باشد. زنى كه با بى حجابى و خود نمائى به بازار و خيابان مى آيد اگر جوانى كه در مرحله ديوانه كننده غريزه جنسى قرار دارد او را ببيند، آيا فكر كرده ايم به سر آن چه خواهد آمد؟
طبعا غريزه جنسى در او تحريك مى شود، و در صدد برميآيد كه به هر وسيله اى غريزه خود را اشباع كند. او اگر متدين و معتقد به اسلام نباشد به استمناء، لواط، زنا، تجاوز به ناموس ديگران پناه مى برد و اين جنايات ، گذشته از آنكه مخالف دين خدا و حكم خداست ، باعث بيماريهاى خطرناك و پيش آمده هاى ناگوار مى شود.
حتى در گزارشى آمده است كه در آمريكا تعداد بيمارستانهايى كه اختصاص به امراض جنسى دارد به 650 بيمارستان مى رسد
و شكّى نيست كه آن زن بى حجاب كه باعث انحراف جوانان مى شود، در جرم ، كيفر و عذاب آنها شريك است ، زيرا او بخاطر خودنمائى و هرزگى خود، غريزه جوانان را تحريك كرده است ، وآنان را روانه فساد كرده است .
اين در صورتى است كه جوان ، متدّين نباشد، ولى اگر متّدين و معتقد به اسلام باشد، غريزه جنسى را در درون خود فرو مى نشاند، و با تمايلات خود مبارزه مى كند. و به خدا پناه مى برد، و هرگونه رنجى را در اين زمينه متحّمل مى شود. (و اى بسا به ناراحتيهاى روانى مبتلا مى شود).
در اين صورت نيز زن بى حجاب مسئول است ، زيرا او باعث آزار اين جوان شده ، و گناه كيفر آن را بعهده گرفته است .(38)
بى حجابى يا بد حجابى عامل خودكشى ها
در كشورهايى كه قانون حجاب رعايت نمى شود، افزايش روزافزون بيماريهاى روانى بخوبى مشهود است .
پرفسور سيمورهالك مدير قسمت روانى دانشگاه ويسكونيسن مى گويد: فقط در اين دانشگاه سالانه بيش از 800 دانشجو به كلينيك بيماريهاى روانى مراجعه مى كنند. نه تنها من و همكارانم بلكه اكثر روان شناسان دانشگاه هاى آمريكا از وضع روحى نسل جديد آمريكا دچار وحشت شده اند.(39)
توماس اكمبس مى گويد: لذت هاى جسمانى در اوّل كار به ما لبخند مى زند ولى عاقبت نيش زهر آلود خود را در روح ما فرو برده و هلاكمان مى كند.(40)





غنچه به باغ ايمن است تا بود اندر حجاب





آفت جان و دل است ، چهره عيان داشتن

آمار وحشتناك خودكشى ها در غرب نيز نشان دهنده ميزان اختلالات روانى موجود در غرب مى باشد.
بنابر نوشته ديل كارنگى روان شناس مشهور آمريكائى در آلمان سالانه ده هزار نفر خودكشى كرده اند.
البته اين رقم جدا از 13000 نفرى هستند كه نجات يافته اند.
در فرانسه نيز سالانه 35 هزار نفر دست به خودكشى مى زنند.(41)
طبق آمار يونسكو در هر دقيقه يك نفر در آمريكا در صدد خودكشى برمى آيد.(42)
بنابر اين به نمايش گذاشتن اندام يا زيورهاى خويش در زنان نه تنها علامت يك بيمارى روانى محسوب مى گردد بلكه بيمارى زا نيز بوده و امراض روانى ، در ديگران ايجاد خواهد نمود.(43)
اينها نشان دهنده گوشه اى از مسائل روانى فساد است . اى اهل عقل عبرت بگيريد.
آژيرهاى خطر
بعضى از كوته فكران خيال مى كنند كه اگر فرهنگ برهنگى رواج پيدا كند كم كم بصورت عادى در مى آيد و ديگر افراد تحريك نمى شوند. از نظر جنسى شايد چنين باشد ولى عطش روحى با افزايش مناظر تحريك آميز نه تنها كاهش نمى يابد، بلكه بطور مدام افزايش خواهد يافت ، اگر چنين بود، در غرب آزادانه تجاوزات جنسى تحقق نمى يافت ، ولى بنابه نوشتهPlaintruth ح تجاوز به عنف از هر 34 دقيقه يك فقره ، به 14 دقيقه رسيد و طبق نوشته مجلّه آمريكائى نيوزويك هر سال دهها هزار كودك در اروپا مورد تجاوز جنسى و سوء استفادهاى ديگر قرار مى گيرند.(44)
تنها در تركيه كه 98 مردم آن مسلمان هستند، ولى فرهنگ غرب در آن گسترش پيدا كرده با آنكه طبق آمار شهربانى كل آن كشور 605 مركز فحشاء رسمى موجود بوده ، و 565 مركز غير قانونى فحشاء كشف و سيزده هزار و ششصد و هفتاد و يك زن بدكاره مورد تعقيب قرار گرفته ، 209 دختر مورد تجاوز جنسى قرار گرفتند.(45)
طبق آمارگيرى در انگلستان 41 زنان 16 تا سى ساله از اينكه احتمالاً مورد تجاوز قرار گيرند هميشه و بطور دائم بسيار نگران هستند، بيش از 11 زنان انگليس معتقدند كه بهر حال يكروزى از سال مورد تجاوز قرار خواهند گرفت ، 4 زنان از آژيرهاى هشدار دهنده ، تجاوز جنسى استفاده مى كنند و 7 زنان كلاسهاى دفاع از خود ديده اند.(46)
اين آمار بخوبى اثبات مى كند كه فرهنگ فساد و بى حجابى خود عامل تحريك و تجاوز به عنف است نه موجب عادى شدن آن .
بدحجابى و قتل
مردى به مهمانى رفته بود، پس از صرف نهار، صاحب خانه براى كارى بيرون رفت ، مرد مهمان از اين فرصت استفاده كرده ، پس از انجام عمل منافى عفت با همسر ميزبان ، او را كشت .
بعد از دستگيرى از او سئوال شده بود كه چرا اين جنايت زشت و شنيع را انجام دادى ؟
او در پاسخ گفت :
من شب گذشته در مجلس عروسى بودم ، كه خانمى را با لباسهاى جلف و چهره اى زيبا و موهاى آنچنانى ديدم و دلباخته او شدم ، ديگر نتوانستم خود را كنترل كنم طرح دوستى ريختم و سر انجام چنين تصميم گرفتم .(47)
خانم عزيز، اين جنايت به خاطر خودنمايى و جِلْوه گرى و بى حجابى شما است كه به وجود آمده . پس وقتى اسلام آيين حجاب را متذكّر مى شود، آن را با كمال ميل قبول كن كه به سرنوشت داستان فوق دُچار نگرديد.
خُب ، اين سزاى زن بى حجاب در دنيا است و در آخرت هم به عذاب دردناك گرفتار مى گردد.
بدحجابى و كشتار
جوانى را كه متهم بقتل بود دستگير كردند و از او سئوال كردند كه چرا چنين عمل شنيع را بوجود آوردى ؟
گفت : جوانى عذب بودم كه با هزار زحمت ديپلم را گرفتم و وارد دانشگاه شدم در آنجا چشمم به دختران بد حجاب زيادى بر مى خورد كه با آن زيبايى در حياط و كلاس دانشگاه قدم مى زدند با هم مى خنديدند و اصلا رعايت هيچ چيزيى را نداشتند.
من هم جوان و عذب كم كم با آنها طرح دوستى ريختم و با لطايف الحيلى يكى از آنها را فريب دادم كه مى خواهم با شما ازدواج كنم و بعد از مدتها كه با هم دوست بوديم ، يك روز او اظهار داشت كه من حامله هستم و بايد مرا بگيرى .
من كه وضعم مناسب نبود به او قول امروز و فردا مى دادم تا اينكه يك روز كارمان به مشاجره و آبروريزى كشيد با او گلاويز شده وقتى كه به خود آمدم متوجه شدم او را خفه كرده ام و او مُرده است .
تمثيلات حجاب
غنچه تا غنچه است در حجاب است ، هيچ كس هوس چيدن آن را نمى كند. اما همينكه حجاب را كنار نهاد و باز شد، آنرا خواهند چيد. وقتى كه چيدند چند روزى هم ممكن است در جاى مناسب قرارش دهند. اما ديرى نمى پايد كه پژمرده و پرپر مى شود و آن را در سطل زباله مى ريزند.
خواهران باحجاب هم همچون غنچه اند، هيچ كس دست طمع و تصرف ، به سمت آنها دراز نمى كند.
اماّ همينكه اين حجاب را كنار گذارند مورد طمع ديگران واقع خواهند شد.(48)
رمز زيبايى
تا زمانيكه سرشيشه عطر بسته است ، عطر داخل آن هم محفوظ خواهد بود،ولى به محض اينكه چند ساعتى سر شيشه عطر برداشته شود عطر داخل آن مى پَرد و تنها شيشه خالى بدون عطر مى ماند و كسى بدان ميلى ندارد.
حجاب همانند سرشيشه عطر است كه بوى خوش و زيبايى و حلاوت و طراوت زنها را حفظ مى كند و با برداشتن حجاب ، آن زيبايى و حلاوت از بين مى رود. رمز زيبايى زنهاى مسلمان هم همين حجاب است .(49)
سيم خاردار
شما چرا به دور خانه هايتان ديوار مى كشيد و بر روى ديوارها سيم خاردار نصب مى كنيد؟ اگر دربهاى خانه تان چوبى باشد، چرا آهنى مى كنيد و اگر ديوارها كوتاه باشد چرا بلند مى كنيد؟ آيا اينها همه براى راحتى يا ناراحتى شماست ؟
حجاب همچون ديوار خانه و همچون سيم خاردار است ، حال اگر ديوار خانه هايتان بلند بود و كوتاه كرديد، يا سيم خاردار داشت برداشتيد، يا درب بسته بود باز كرديد، اين موجب راحتى ، آرامش و آسايش يا موجب ناآرامى شما خواهد بود؟
اگر دربها، ديوارها و... براى راحتى خانه ها باشد، حجاب هم براى راحتى و آسودگى بانوان است ، پس اگر اسلام براى زن حجاب آورده ، براى راحتى است نه مشقت مشقت در بى حجابى و بدحجابى است .(50)
حجاب و سلامتى
تا ميوه اى پوست بر تن دارد، مدتهاى زيادى دوام خواهد داشت . ولى وقتى پوست ميوه اى گرفته شد بيش از دقايقى دوام نخواهد داشت و حتى بى احترامى به مهمان است كه قبلاً ميوه اى مثلاً سيب را پوست بكنند بعد در مقابل مهمان بگذارند.
حجاب همانند پوست ميوه است كه حافظ تازگى و سلامت ميوه است و تا زمانى كه زنها اين حجاب و عفّت را دارند از طراوت و زيبايى و تازگى و سلامت بهره مندند، ولى برداشتن حجاب همان و از بين رفتن سلامت و زيبايى همان .(51)
حجاب عامل استحكام خانواده ها
يكى از عوامل مهم استحكام خانواده ، رعايت حجاب است . اگر حجاب در جامعه اى كاملاً رعايت شود و روابط جنسى به محيط خانواده محدود گردد، گروه جوانان به ازدواج تمايل بيشترى پيدا مى كنند و خانواده هاى تشكيل شده نيز ثبات بيشترى خواهند گرفت ، بالنتيجه در اين ميان بيشترين نفع عايد زنان خواهد شد، زيرا از محبت و حمايت مالى مردان برخوردار خواهند بود.
در حالى كه اگر خودنمائى و آرايش و تحريك در يك اجتماع بشرى رواج پيدا كند و روابط جنسى در غير محيط خانواده مُيّسر گردد، هيچ وقت جوانان مشكلات ازدواج را نخواهند پذيرفت و به آن تن نخواهند داد. بلكه خانواده هاى تشكيل شده نيز دائماً در حال تزلزل مى گردند.
زيرا مردان با ديدن زنان بى حجاب تحريك شده و آسيب پذير مى شوند و در نتيجه كانون گرم خانوادگى بسردى مى گرايد و محبت در خانواده جاى خود را به تنّفر خواهد داد، چون همسر قانونى رقيب و مانع روابط جديد جنسى به حساب مى آيد.
بى ترديد نهاد خانواده تنها با پاسدارى از حجاب اسلامى درخشش و بالندگى لازم را پيدا خواهد كرد.
بله وقتى لامپ نورافشانى مى كند كه سيمهاى متصّل به آن سالم باشند و اگر اين سيمها لخت و يا زدگى داشته باشند، نه تنها نيروى برق را بخوبى منتقل نمى كنند بلكه با جريان آب يا با اتصال به يكديگر مو
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 17:3  توسط جوجو  |